پانته ایسم (همه خداگرائی)

Pantheism Merriam-Webster's Encyclopedia of World Religions, p. 839.
همه خداگرايى (پانته ايسم)[1]
در اين آموزه اعتقاد بر اين است كه جهان، آنگاه كه به مثابه يك كل ادراك شود، خداست; و به عبارت ديگر اين كه خدايى نيست جز آميزه اى از ماده، انرژى ها و قوانين به هم پيوسته كه در جهان حاضر تجلى مى يابد. مكتب مشابه همه خداگرايى، يعنى همه درخداباورى (پاننته ايسم)[2] بر اين باور است كه خدا تنها بخشى از جهان است نه همه آن.
صفتِ همه خداگرا (pantheist) را جان تولند[5] در سال 1828 واژه پاننته ايسم را در مورد فلسفه خود به كار برد. از آن هنگام، اين دو واژه ]همه خداگرايى، همه درخداباورى[ در مورد جنبه هاى متعدد سنت هاى فلسفى شرقى و غربى به كار گرفته شده است.
پانته ايسم داراى انواع متفاوتى است كه محدوده آن از نسبت دادن شعور و آگاهى به طبيعت به عنوان يك كل (همه روان گرايى)[8] تا گرايش شهودى، عرفانى گسترش دارد. پانته ايسم، از هر نوع آن، عميقاً در وداها، اوپانيشادها و بگهودگيتا ريشه دارد. بسيارى از فيلسوفان يونانى به ويژه زنونى ها، هراكليتوس، آناكساگروس، افلاطون، پلاطينوس و حاميان فلسفه رواقى در ايجاد و شكل گيرى پانته ايسم غربى سهيم بودند. اين سنت در قرون وسطا و دوره هاى رسانس در قالب نوافلاطون گرايى و عرفان يهودى ـ مسيحى به دست جان اسكاتوس اِريگنا، مايستر اكهارت، نيكولاس اهل غزه، گياردانو برونو و ياكوب بوهم حفظ شد.
بنديكت اسپينوزا (1632ـ1677)، از يهوديان عقلگرا، كامل ترين نظام همه خداگرا (pantheistic) را طرح ريزى كرد كه در آن بر اين امر تأكيد داشت كه به معناى دقيق كلمه، تنها يك جوهر غايى وجود دارد كه داراى صفات نامحدودى است. از اين رو، خدا و طبيعت دو نام متفاوت براى حقيقتى يكسان است. در غير اين صورت، خدا و جهان ]خداـ جهان [كل بزرگ ترى در مقايسه با خدا به تنهايى خواهد بود. در نتيجه، لزوم وجود خدا مستلزم وجود جهان است.
از ديرزمان، الهيدانان راست آيين مسيحى، پانته ايسم را طرد كرده اند چون بسط و تفسير آن موجب از بين رفتن تفاوت ميان خالق و مخلوق مى شود، ماهيتى غيرشخصى به خدا مى دهد، و جلوه اى مطلقاً درونى و نه متعالى، از ربوبيت به دست مى دهد و ماهيت بشر و آزادى الهى را از بين مى برد.
پاننته ايسم در ميان دو ديدگاه نفى آزادى و خلاقيت فرد كه معرف گونه هاى متعددى از پانته ايسم است، و انزواى عالمان روحانى كه از ويژگى هاى خداپرستى (Theism) كلاسيك است، راه ميانه اى ايجاد مى كند. گرچه سابقه عناصر مكتب شبه پاننته ايسم[13] به طور نظام مند گسترش يافت.
يكى از پيروان وايتهد به نام چارلز هارتشورن تحليل دقيقى از پانته ايسم ارائه داد كه مبناى آن، قياس تمثيلى موجود زنده (خدا) متشكل از سلول هاى فردى و نيمه مستقل بود (تمام مؤلفه هاى شناخته شده و ناشناخته واقعيت).
[1]. Pantheism
[2]. Panentheism
[3]. John Toland
[4]. Socinianism Truly Stated
[5]. K. C. F Kraus
[6]. Panpsychism
[7]. Acosmic Pantheism
[8]. Emanationistic
[9]. Qusi-Panentheism
[10]. Johann Qottible Fichte
[11]. Friedrich Wilhelm Joseph Von Schelling
[12]. G. W. F. Hegel
برچسبها: خداوند , پانته ایسم , همه خداگرایی , صفات الهی
