تاريخ: دوشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۹ ساعت: 7:25
تشیع در امریکای امروز

محمدلگنهاوزن
جامعه ى شيعيان آمريکا رادر وهله ى نخست مى توان به دو گروه بزرگ تقسيم کرد:
گروه اول، شيعيان مهاجرى هستند که حدود صد و هشتاد سال پيش، از کشورهاى مسلمان به آمريکا مهاجرت کردند.
گروه دوم، آمريکايى هايى هستند که به علت هاى گوناگون، از جمله، تبليغات صوفى ها مسلمان مى شوند.
البته بيشتر مسلمانان آمريکايى آفريقايى تبار، ابتدا سنى شده اند و بعد تحت تأثير روحيه و شخصيت امام خمينى (ره) و پيروزى انقلاب اسلامى ايران به تشيع روى آورده اند.
گروه اول: شيعيان مهاجر
نخستين گروه شيعيان مهاجر، از حدود صد و هشتاد سال پيش، از لبنان و سوريه به آمريکا مهاجرت کردند و در شهرهاى ديترويت ميشيگان و راس و داکوتاى شمالى ساکن شدند.
اين مهاجرت بين سال هاى 1824 تا 1878 صورت پذيرفته است. در سال 1924، دولت آمريکا قانونى را تحت عنوان ((قانون منع ورود آسيايى ها)) ( Asian Exelusion Act )، که به نوعى مفهوم نژادپرستى را نيز دربرداشت، وضع کرد و با تمسک به آن، از ورود آسيايى هايى که ازنظر آنان ريگين پوست محسوب مى شدند و از نظر فرهنگ و رفتار، با سفيد پوستان اروپايى تبار آمريکا متفاوت بودند، ممانعت کرد.
پس از جنگ جهانى دوم، اين قانون تعديل شدو آسيايى ها، و از جمله مسلمانان و شيعيان، توانستند به آمريکا مهاجرتکنند.
اينک بزرگ ترين جمعيت شيعى در آمريکا در شهر ديترويت ميشيگان، با سيصدهزار آمريکايى عرب تبار، ساکن است.
در جنوب شرقى اين شهر، يکى از بزرگترين مساجدآمريکا، يعنى مرکز اسلامى ديترويت، در سال 1920 ميلادى ساخته شد.
اين مرکز،نزديک کارخانه ى ماشين سازى فورد آمريکا ساخته شده است؛ زيرا بيشترين مهاجران عرب،در بدو ورود به آمريکا در آن کارخانه مشغول به کار شدند.
رهبر فعلى اين گروه،شخصى به نام امام حسن قزوينى است که در کربلا متولد شده و تقريباً ده سال نيز درحوزه ى علميه ى قم مشغول به تحصيل بوده و در سال 1992 به آمريکا مهاجرت کردهاست.
در بالاى سردر ورودى اين مسجد، عکس بزرگى از او در کنار عکس جورج بوش بهچشم مى خورد.
گفتنى است که شيعيان مهاجر، تنها عرب تبار نيستند، بلکه ايرانى ها،پاکستانى ها و ديگر مليتهاى غير عرب نيز در ميان آنان وجود دارند.
به صور گلى،نکته ى مهم درباره ى شيعيان مهاجر، آن است که اين گروه، غالباً فعاليت سياسى ندارندو بيشتر مايل هستند خود را با فرهنگ و آداب آمريکا تطبيق دهند.
آنان مى خواهندمانند آمريکايى ها زندگى کنند و آمريکا را نه براى تبليغات دينى، بلکه صرفاً براى کسب معاش و به عنوان محلى مناسب براى زندگى انتخاب کرده اند، هر چند نيازهاى مربوط به دينشان، از جمله مراسم ازدواج، طلاق و تدفين مردگان، آنان را به سوى مراکزاسلامى مى کشاند.
معمولاً اين گونه مراکز اسلامى، محلى براى تجمع هم ولايتى ها،تدريس و يادگيرى زبان مادرى و... مى باشند.
اما گاه مراکزى به چشم مى خورند کهمحلى براى تجمع مسلمانان، بدون توجه به قوميت و مليت، مى باشند؛ مانند مرکز اسلامىآيت الله خويى در نيويورک، که معمولاً ايرانى ها، عراقى ها، لبنانى ها، خوجه هاىپاکستانى و آمريکايى ها در مراسم آن شرکت مى کنند و يا کراکز امام على عليه السلام،در نيويورک، که هرچند بيشتر فعالان آن ايرانى هستند، مليت هاى ديگر نيز به آنجا رفتو آمد مي- کنند.
درباره ى فعاليت سياسى مهاجران شيعه، اين نکته را بايد اضافهکنم که گروه هايى مانند سلطنت طلبان ايرانى، که با رضا پهلوى در کاليفرنيا همکارى مى کنند، برخى از پيروان نهضت آزادى، پيروان خط امام (ره) و حتى منافقان نيز اکنوناز فعالان سياسى در آمريکا هستند.
غير از مراکزى که مديريت آنها با اشخاص روحانىاست، مراکزى نيز وجود دارند که اداره ى آنها با اشخاصى است که هيچ سنخيتى با اسلامو شيعه ندارند، بلکه ضد علماى اسلام و از لحاظ سياسى، ضد دولت ايرانهستند.
معمولاً سرپرستى اين گونه مراکز، با پزشک يا مهندس فعالى است که خود پيشنماز هم مى شود، بدون آنکه اطلاعى از اسلام و فقه داشته باشد.
اين گونه مراکز،از نظر سياسى، کاملاً ليبرال هستند. خانم ها از نظر حجاب، در اين مراکز (و فقط درمحدوده اين مراکز) به يک روسرى اکتفا مى کنند و حتى در برخى موارد، پيش نمازى را همبرعهده مى گيرند!
صدها گروه شيعى ديگر نيز در آمريکا وجود دارند؛ از جمله، گروه ((انصار الله)) که گروهى است با اعضاى سياه پوست از مهاجران سودانى و آمريکايى وداراى اعتقادات عجيب و غريب.
رهبر اين گروه، سودانى است و معتقد است پيامبراسلام و همه ى ائمه عليهم السلام سياه پوست بوده اند و اعراب نژادپرست، ابوبکر راکه سرخ پوست بود، به دليل رنگ پوستش، بر حضرت على عليه السلام ترجيحدادند.
گروه دوم: آمريکايى هاى شيعه
گروه دوم، آمريکايى هاى سياهپوست و سفيد پوستى هستند که از راه هاى گوناگون، از جمله با تبليغات تصوف، شيعه شدهاند.
تصوف در آمريکا بيشتر از طريق فرقه ى نعمت اللهى دکتر نوربخش و فرقه ى شيخفضل الله حائرى عراقى تبليغ مى شود.
پيروان و مريدان دکتر نوربخش خانقاه هاى متعددى در شهرهاى آمريکا و اروپا ايجاد کرده اند و به طور کلى، برخلاف مريدان شيخ فضل الله به انجام احکام ظاهرى دين تقيدى ندارند.
شيخ فضل الله، رهبر گروه ديگرصوفيان، داستان جالبى دارد. وى که روحانى زاده اى از اهالى نجف و مهندس نفت است،تبليغات خود را در کاليفرنيا آغاز کرد.
مريدانى پيدا کرد و خود را صوفى معرفىنمود. پس از آنکه در حومه ى شهر آستين در تگزاس، زمينى زيبا و وسيع را خريد ومجموعه اى را به نام ((بيت دين))، شامل مسجد، مدرسه و حجره ساخت، تصميم گرفت تقيهرا کنار بگذارد.
اين ماجرا در اوج فعاليت وى و در دهه ى هفتاد روى داد و در آنزمان، حدود 150 نفر در مرکز وى فعاليت مى کردند.
شيخ فضل الله روزى به مؤذن مسجددستور داد که پس از ((اشهد انّ محمداً رسول الله)) عبارت ((اشهد انّ علياً ولىالله)) و ((اشهد انّ علياً حجة الله)) را سر دهد.
پس از نماز مغرب و عشا، شيخ درميان مريدانش، که حيرت زده به دور او جمع شده بودند، اعلام کرد که شيعه است و چوندر حال تقيه بوده است، نمي- توانسته آن را ابراز کند.
او ادامه داد که اينک آنانمرکز خودشان را دارند و کسى نمى تواند مزاحم آنان شود و بنابراين تقيه لازمنيست.
پس از اين ماجرا نيمى از هوادارانش او را به جرم رافضى بودن ترک کردند؛ولى کسانى که باقى ماندند، شيعه شده و فعاليت پرداختند؛ از جمله انتشارات((الزهرا)) را تأسيس کردند و مجله اى نيز با عنوان ((نورالدين)) چاپ کردند.
فضلالله بعدها مورد آزار دولت آمريکا قرار گرفت و مجبود شد به انگلستان برود.
هماينک نيز در جنوب آفرقا به فعاليت مشغول است. پيروان او در آمريکا هنوز از فعالانمحسوب مى شوند و به علت چاپ آثار با ارزشى، مانند ترجمه ى ((گلشن راز)) شبسترى وبرخى از آثار حيدر آملى مشهور هستند.
البته صوفى ها در آمريکا فرقه ها و شاخههاى متعددى دارند و معمولاً هم کمتر اهل فعاليت سياسى هستند.
آنان بيشتر مىخواهند سير و سلوک و مکاشفات معنوى داشته باشند و بيشتر آنان نيز از هنرمندان، شعراو نويسندگان هستند؛نه از تجار، کارخانه داران و مانند آن.
اين گروه، فرهنگ حاکمبر آمريکا را دوست ندارند و بوهمى و nonconformist هستند؛ يعنى تابع فرهنگ عرفنيستند.
شيعيان سياه پوست آمريکا بيش از هر گروه ديگرى با سياسب آمريکا مخالفتمى کنند، سياست و فرهنگ آمريکا را ظالمانه مى دانند و با هر وسيله اى، حتى با پوششىغير متعارف به مقابله با آن مى پردازند.
شيعيان آمريکايى آفريقايى تبار، بهويژه، به بعد عرفانى اما علاقه خاصى دارند. نکته ى درخور توجه درباره ى شيعيانآمريکا اين است که گروه شيعيان مهاجر، بيشتر در جهت همگون شدن با فرهنگ آمريکا وآمريکايى حرکت مى کنند، در حالى که گروه دوم، يعنى آمريکايى هاى شيعه شده همواره درمخالفت با آمريکا- در عرصه هاى سياست و فرهنگ- هستند. اين دوگانگى، گاه اين دو گروهرا در برابر يکديگر قرار مى دهد.
گروه هاى شيعى ديگرى نيز در آمريکه فعال هستند؛از جمله گروه خوجه ها در کنيز نيويورک که به علت فعاليت هاى انتشاراتى شان مشهورهستند.
آنان کتاب Tahrike Tarsile Quran را چاپ کرده اند. عضو بسيار فعال اينگروه، عون على خلفان است که ترجمه ى انگليسى قرآن را از شاکر و ترجمه ى ميراحمد علىرا براى اولين بار در سال 1988 چاپ کرد.
غير از مراکز اسلامى شيعيان، چندينسازمان شيعى ديگر نيز در آمريکا فعال هستند؛ از جمله در شهر مدينه، در ايالتنيويورک و نزديک به مرکز کانادا، حوزه ى علميه ى کوچکى تأسيس شده است.
سازمانديگرى به نام ((سازمان جوامع مسلمان اثنا عشرى آمريکاى شمالي)) در سال 1986 تأسيسشده است که براى ايجاد وحدت ميان شيعيان آمريکايى شمالى تلاش مى کند و اعضاى آن،سازمان ها و مراکز شيعى هستند؛ نه افراد.
اين مرکز، زمينه ى همکارى سازمان هاىتابعه در امور دينى، آموزشى، اجتماعى و اقتصادى را فراهم مى کند.
سازمان بسيارمهم و مشهور ديگرى در آمريکا وجود دارد به نام فدراسيون جهانى جوامع مسلمان شيعه ىخوجه که مديريت آن را حاج حسين ولجى عهده دار است.
البته سازمانها و مراکز شيعىديگرى نيز وجود دارند که به فعاليت مشغول اند؛ ولى آنچه بايد بدان توجه کنيم، ايناست که به نظر من، مسلمانان و به طور خاص، شيعيان در آمريکا سيرى همچون سير تاريخىيهوديان آمريکا دارند؛ بدين معنا که يهوديان در آمريکا به سه گروه مشخص ارتدکس،اصلاح شده و بينابين، که آنان خود به آن محافظه کار مى گويند، تقسيم شدهاند.
مسلمانان نيز به همين گونه، به سه گروه تقسيم شده اند: گروهى که بسيار مقيدبه آداب اسلامى هستند، مى خواههد مسلمانى خوب باقى بمانند و از فرهنگ غالب آمريکارنج مى برند.
اين گروه، شامل مهاجران و نيز آمريکايى هاى مسلمان شده مى باشند. گروه ديگر، مى خواهند همچون آمريکايى ها زندگى کنند و مى کوشند خود را هر چه بيشتربا فرهنگ آنان سازگار کنند و ارزش هاى غالب آمريکا را ارزش واقعى مى دانند.
تنهابرخى از مهاجران و نيز برخى از آمريکايى هاى مسلمان شده، اين طرز تلقى را دارند؛زيرا اسلام، در عمل، راحت تر از فرهنگ غرب است.
گروه سوم، مسلمانانى هستند که نهبه شدت گروه اول و نه به بى خيالى گروه دوم هستند.
پس از يازدهم سپتامبر، گرايشها شديدتر هم شد. گروهى از شيعيان، در اثر فشارهاى دولت آمريکا، مأيوس شده و ازسازگارى با فرهنگ و سياست آمريکا دست برداشته و حتى برخى حاضر به بازگشت به کشورهاىخود شده اند.
برخى ديگر نيز تلاش کرده اند بيشتر دور هم جنع شوند. از نظر جامعهشناسى معلوم نيست چه وضعيتى پيش خواهد آمد.
برخى ديگر نيز با دولت آمريکا براىجنگ عليه تروريسم اعلام همکارى کرده اند و به ويژه، برخى از گروه هاى شيعه، اينتروريسم را به سنّى ها و بنيادگراها نسبت مى دهند و قائل اند آنان که حاضر به سازشو مصالحه با آمريکا نيستند، همين بنيادگراهاى تروريست هستند.
مردم آمريکا نمىدانند تفاوت ميان سنّى و شيعى چيست. آنان حتى نمى دانند که سيک ها مسلمان نيستند وبه همين علت، بسيارى از آنان را به خاطر عمامه شان مورد ضرب و شتم قرار داده اند وکار به جايى رسيد که سيک ها مجبور شدند روى لباسشان علامت مخصوصى بگذارند و بگويندما مسلمان نيستيم.
حاج حسن ولجى که پس از يازده سپتامبر، در اعلاميه اى که بههمين منظور صادر کرد، تروريسم را محکوم، و در حمايت از جنگ بر ضد تروريسم، خود راهمدل و هم صداى بوش معرفى کرد و با اشاره به سخن بوش که گفته بود: ((همه مسلمانانبد نيستند))، گفت که ما هم مانند هفت مليون مسلمان ديگر، آمريکا را وطن خود مىدانيم، ما پرکارترين و مبتکرترين افراد جامعه ى مسلمان، در ميان ديگر جوامع اسلامى هستيم و بايد به مسلمانان ديگر کمک کنيم با ارزش هاى آمريکايى را درک کنند و اينتنفر نا به جاى ضد آمريکايى را کاهش دهند.
امام حسن قزوينى نيز، که امام جماعتبزرگ ترين مسجد آمريکا در ديترويت است، پس از يازدهم سپتامبر، در راديو، تلويزيون وکليساها ضمن محکوم کردن اين حادثه، زندگى مسلمانان در آمريکا را بسيار خوب توصيفکرد و گفت که مسلمانان بايد وطن جديد خود را بسيار دوست داشته باشند.
به طورکلى، اينان مى خواهند به آمريکايى ها بگويند که از مانترسيد، مانيز مردم خوبى هستيمو مانند شما کار مى کنيم، فقط به جاى کليسا به مسجد مى رويم، ما را اذيتنکنيد.
پس از يازدهم سپتامبر، مردم مسلمان، بيشتر با غير مسلمانان ارتباط پيداکردند؛ ولى نه به اين منظور که غير مسلمان را مسلمان کنند، بلکه به اين منظور که بهآنان بگويند که بياييد با مراکز اسلامى و اعتقادات ما آشنا شويد.
به اعتقاد من،هر چند براى اين گونه کارها کمى دير شده است، ولى باز هم ارزش دارد.
تقريباً همهى مساجد و مراکز اسلامى در آمريکا برنامه اى براى معرفى اعتقاداتشان به مسيحيان وپيروان ديگر مذاهب دارند.
درباره ى جمعيت مسلمانان و نيز درباره ى تعداد گروههاى مذهبى در آمريکا اختلاف نظر بسيار وجود دارد.
گروهى اعلام کرده اند کهمسلمانان در آمريکا اصلاً نمى توانند بيش از دو ميليون نفر باشند؛ در حالى که اگرشما فقط به کتاب تلفن مراجعه کنيد، اسم مسلمانان بيش از دو ميليون نفر است.
آناناين طور حساب کرده اند که اگر از مساجد و مراکز اسلامى بپرسيم چند عضو رسمى دارند و تعداد اين افراد را با هم جمع کنيم و بعد تعداد فرزندان آنان را نيز حساب کنيم، مى توانيم بگوييم که تقريباً دو ميليون نفر مسلمان وجود دارد.
اما گروه هاى ديگر،تعداد مسلمانان را در آمريکا را در حدود هشت تا ده ميليون نفر تخمين زده اند.
البته در اين زمينه که از آن ميان، چند نفر شيعه هستند، هيچ آمار مشخصى دردست نيست.
گروه اول، شيعيان مهاجرى هستند که حدود صد و هشتاد سال پيش، از کشورهاى مسلمان به آمريکا مهاجرت کردند.
گروه دوم، آمريکايى هايى هستند که به علت هاى گوناگون، از جمله، تبليغات صوفى ها مسلمان مى شوند.
البته بيشتر مسلمانان آمريکايى آفريقايى تبار، ابتدا سنى شده اند و بعد تحت تأثير روحيه و شخصيت امام خمينى (ره) و پيروزى انقلاب اسلامى ايران به تشيع روى آورده اند.
گروه اول: شيعيان مهاجر
نخستين گروه شيعيان مهاجر، از حدود صد و هشتاد سال پيش، از لبنان و سوريه به آمريکا مهاجرت کردند و در شهرهاى ديترويت ميشيگان و راس و داکوتاى شمالى ساکن شدند.
اين مهاجرت بين سال هاى 1824 تا 1878 صورت پذيرفته است. در سال 1924، دولت آمريکا قانونى را تحت عنوان ((قانون منع ورود آسيايى ها)) ( Asian Exelusion Act )، که به نوعى مفهوم نژادپرستى را نيز دربرداشت، وضع کرد و با تمسک به آن، از ورود آسيايى هايى که ازنظر آنان ريگين پوست محسوب مى شدند و از نظر فرهنگ و رفتار، با سفيد پوستان اروپايى تبار آمريکا متفاوت بودند، ممانعت کرد.
پس از جنگ جهانى دوم، اين قانون تعديل شدو آسيايى ها، و از جمله مسلمانان و شيعيان، توانستند به آمريکا مهاجرتکنند.
اينک بزرگ ترين جمعيت شيعى در آمريکا در شهر ديترويت ميشيگان، با سيصدهزار آمريکايى عرب تبار، ساکن است.
در جنوب شرقى اين شهر، يکى از بزرگترين مساجدآمريکا، يعنى مرکز اسلامى ديترويت، در سال 1920 ميلادى ساخته شد.
اين مرکز،نزديک کارخانه ى ماشين سازى فورد آمريکا ساخته شده است؛ زيرا بيشترين مهاجران عرب،در بدو ورود به آمريکا در آن کارخانه مشغول به کار شدند.
رهبر فعلى اين گروه،شخصى به نام امام حسن قزوينى است که در کربلا متولد شده و تقريباً ده سال نيز درحوزه ى علميه ى قم مشغول به تحصيل بوده و در سال 1992 به آمريکا مهاجرت کردهاست.
در بالاى سردر ورودى اين مسجد، عکس بزرگى از او در کنار عکس جورج بوش بهچشم مى خورد.
گفتنى است که شيعيان مهاجر، تنها عرب تبار نيستند، بلکه ايرانى ها،پاکستانى ها و ديگر مليتهاى غير عرب نيز در ميان آنان وجود دارند.
به صور گلى،نکته ى مهم درباره ى شيعيان مهاجر، آن است که اين گروه، غالباً فعاليت سياسى ندارندو بيشتر مايل هستند خود را با فرهنگ و آداب آمريکا تطبيق دهند.
آنان مى خواهندمانند آمريکايى ها زندگى کنند و آمريکا را نه براى تبليغات دينى، بلکه صرفاً براى کسب معاش و به عنوان محلى مناسب براى زندگى انتخاب کرده اند، هر چند نيازهاى مربوط به دينشان، از جمله مراسم ازدواج، طلاق و تدفين مردگان، آنان را به سوى مراکزاسلامى مى کشاند.
معمولاً اين گونه مراکز اسلامى، محلى براى تجمع هم ولايتى ها،تدريس و يادگيرى زبان مادرى و... مى باشند.
اما گاه مراکزى به چشم مى خورند کهمحلى براى تجمع مسلمانان، بدون توجه به قوميت و مليت، مى باشند؛ مانند مرکز اسلامىآيت الله خويى در نيويورک، که معمولاً ايرانى ها، عراقى ها، لبنانى ها، خوجه هاىپاکستانى و آمريکايى ها در مراسم آن شرکت مى کنند و يا کراکز امام على عليه السلام،در نيويورک، که هرچند بيشتر فعالان آن ايرانى هستند، مليت هاى ديگر نيز به آنجا رفتو آمد مي- کنند.
درباره ى فعاليت سياسى مهاجران شيعه، اين نکته را بايد اضافهکنم که گروه هايى مانند سلطنت طلبان ايرانى، که با رضا پهلوى در کاليفرنيا همکارى مى کنند، برخى از پيروان نهضت آزادى، پيروان خط امام (ره) و حتى منافقان نيز اکنوناز فعالان سياسى در آمريکا هستند.
غير از مراکزى که مديريت آنها با اشخاص روحانىاست، مراکزى نيز وجود دارند که اداره ى آنها با اشخاصى است که هيچ سنخيتى با اسلامو شيعه ندارند، بلکه ضد علماى اسلام و از لحاظ سياسى، ضد دولت ايرانهستند.
معمولاً سرپرستى اين گونه مراکز، با پزشک يا مهندس فعالى است که خود پيشنماز هم مى شود، بدون آنکه اطلاعى از اسلام و فقه داشته باشد.
اين گونه مراکز،از نظر سياسى، کاملاً ليبرال هستند. خانم ها از نظر حجاب، در اين مراکز (و فقط درمحدوده اين مراکز) به يک روسرى اکتفا مى کنند و حتى در برخى موارد، پيش نمازى را همبرعهده مى گيرند!
صدها گروه شيعى ديگر نيز در آمريکا وجود دارند؛ از جمله، گروه ((انصار الله)) که گروهى است با اعضاى سياه پوست از مهاجران سودانى و آمريکايى وداراى اعتقادات عجيب و غريب.
رهبر اين گروه، سودانى است و معتقد است پيامبراسلام و همه ى ائمه عليهم السلام سياه پوست بوده اند و اعراب نژادپرست، ابوبکر راکه سرخ پوست بود، به دليل رنگ پوستش، بر حضرت على عليه السلام ترجيحدادند.
گروه دوم: آمريکايى هاى شيعه
گروه دوم، آمريکايى هاى سياهپوست و سفيد پوستى هستند که از راه هاى گوناگون، از جمله با تبليغات تصوف، شيعه شدهاند.
تصوف در آمريکا بيشتر از طريق فرقه ى نعمت اللهى دکتر نوربخش و فرقه ى شيخفضل الله حائرى عراقى تبليغ مى شود.
پيروان و مريدان دکتر نوربخش خانقاه هاى متعددى در شهرهاى آمريکا و اروپا ايجاد کرده اند و به طور کلى، برخلاف مريدان شيخ فضل الله به انجام احکام ظاهرى دين تقيدى ندارند.
شيخ فضل الله، رهبر گروه ديگرصوفيان، داستان جالبى دارد. وى که روحانى زاده اى از اهالى نجف و مهندس نفت است،تبليغات خود را در کاليفرنيا آغاز کرد.
مريدانى پيدا کرد و خود را صوفى معرفىنمود. پس از آنکه در حومه ى شهر آستين در تگزاس، زمينى زيبا و وسيع را خريد ومجموعه اى را به نام ((بيت دين))، شامل مسجد، مدرسه و حجره ساخت، تصميم گرفت تقيهرا کنار بگذارد.
اين ماجرا در اوج فعاليت وى و در دهه ى هفتاد روى داد و در آنزمان، حدود 150 نفر در مرکز وى فعاليت مى کردند.
شيخ فضل الله روزى به مؤذن مسجددستور داد که پس از ((اشهد انّ محمداً رسول الله)) عبارت ((اشهد انّ علياً ولىالله)) و ((اشهد انّ علياً حجة الله)) را سر دهد.
پس از نماز مغرب و عشا، شيخ درميان مريدانش، که حيرت زده به دور او جمع شده بودند، اعلام کرد که شيعه است و چوندر حال تقيه بوده است، نمي- توانسته آن را ابراز کند.
او ادامه داد که اينک آنانمرکز خودشان را دارند و کسى نمى تواند مزاحم آنان شود و بنابراين تقيه لازمنيست.
پس از اين ماجرا نيمى از هوادارانش او را به جرم رافضى بودن ترک کردند؛ولى کسانى که باقى ماندند، شيعه شده و فعاليت پرداختند؛ از جمله انتشارات((الزهرا)) را تأسيس کردند و مجله اى نيز با عنوان ((نورالدين)) چاپ کردند.
فضلالله بعدها مورد آزار دولت آمريکا قرار گرفت و مجبود شد به انگلستان برود.
هماينک نيز در جنوب آفرقا به فعاليت مشغول است. پيروان او در آمريکا هنوز از فعالانمحسوب مى شوند و به علت چاپ آثار با ارزشى، مانند ترجمه ى ((گلشن راز)) شبسترى وبرخى از آثار حيدر آملى مشهور هستند.
البته صوفى ها در آمريکا فرقه ها و شاخههاى متعددى دارند و معمولاً هم کمتر اهل فعاليت سياسى هستند.
آنان بيشتر مىخواهند سير و سلوک و مکاشفات معنوى داشته باشند و بيشتر آنان نيز از هنرمندان، شعراو نويسندگان هستند؛نه از تجار، کارخانه داران و مانند آن.
اين گروه، فرهنگ حاکمبر آمريکا را دوست ندارند و بوهمى و nonconformist هستند؛ يعنى تابع فرهنگ عرفنيستند.
شيعيان سياه پوست آمريکا بيش از هر گروه ديگرى با سياسب آمريکا مخالفتمى کنند، سياست و فرهنگ آمريکا را ظالمانه مى دانند و با هر وسيله اى، حتى با پوششىغير متعارف به مقابله با آن مى پردازند.
شيعيان آمريکايى آفريقايى تبار، بهويژه، به بعد عرفانى اما علاقه خاصى دارند. نکته ى درخور توجه درباره ى شيعيانآمريکا اين است که گروه شيعيان مهاجر، بيشتر در جهت همگون شدن با فرهنگ آمريکا وآمريکايى حرکت مى کنند، در حالى که گروه دوم، يعنى آمريکايى هاى شيعه شده همواره درمخالفت با آمريکا- در عرصه هاى سياست و فرهنگ- هستند. اين دوگانگى، گاه اين دو گروهرا در برابر يکديگر قرار مى دهد.
گروه هاى شيعى ديگرى نيز در آمريکه فعال هستند؛از جمله گروه خوجه ها در کنيز نيويورک که به علت فعاليت هاى انتشاراتى شان مشهورهستند.
آنان کتاب Tahrike Tarsile Quran را چاپ کرده اند. عضو بسيار فعال اينگروه، عون على خلفان است که ترجمه ى انگليسى قرآن را از شاکر و ترجمه ى ميراحمد علىرا براى اولين بار در سال 1988 چاپ کرد.
غير از مراکز اسلامى شيعيان، چندينسازمان شيعى ديگر نيز در آمريکا فعال هستند؛ از جمله در شهر مدينه، در ايالتنيويورک و نزديک به مرکز کانادا، حوزه ى علميه ى کوچکى تأسيس شده است.
سازمانديگرى به نام ((سازمان جوامع مسلمان اثنا عشرى آمريکاى شمالي)) در سال 1986 تأسيسشده است که براى ايجاد وحدت ميان شيعيان آمريکايى شمالى تلاش مى کند و اعضاى آن،سازمان ها و مراکز شيعى هستند؛ نه افراد.
اين مرکز، زمينه ى همکارى سازمان هاىتابعه در امور دينى، آموزشى، اجتماعى و اقتصادى را فراهم مى کند.
سازمان بسيارمهم و مشهور ديگرى در آمريکا وجود دارد به نام فدراسيون جهانى جوامع مسلمان شيعه ىخوجه که مديريت آن را حاج حسين ولجى عهده دار است.
البته سازمانها و مراکز شيعىديگرى نيز وجود دارند که به فعاليت مشغول اند؛ ولى آنچه بايد بدان توجه کنيم، ايناست که به نظر من، مسلمانان و به طور خاص، شيعيان در آمريکا سيرى همچون سير تاريخىيهوديان آمريکا دارند؛ بدين معنا که يهوديان در آمريکا به سه گروه مشخص ارتدکس،اصلاح شده و بينابين، که آنان خود به آن محافظه کار مى گويند، تقسيم شدهاند.
مسلمانان نيز به همين گونه، به سه گروه تقسيم شده اند: گروهى که بسيار مقيدبه آداب اسلامى هستند، مى خواههد مسلمانى خوب باقى بمانند و از فرهنگ غالب آمريکارنج مى برند.
اين گروه، شامل مهاجران و نيز آمريکايى هاى مسلمان شده مى باشند. گروه ديگر، مى خواهند همچون آمريکايى ها زندگى کنند و مى کوشند خود را هر چه بيشتربا فرهنگ آنان سازگار کنند و ارزش هاى غالب آمريکا را ارزش واقعى مى دانند.
تنهابرخى از مهاجران و نيز برخى از آمريکايى هاى مسلمان شده، اين طرز تلقى را دارند؛زيرا اسلام، در عمل، راحت تر از فرهنگ غرب است.
گروه سوم، مسلمانانى هستند که نهبه شدت گروه اول و نه به بى خيالى گروه دوم هستند.
پس از يازدهم سپتامبر، گرايشها شديدتر هم شد. گروهى از شيعيان، در اثر فشارهاى دولت آمريکا، مأيوس شده و ازسازگارى با فرهنگ و سياست آمريکا دست برداشته و حتى برخى حاضر به بازگشت به کشورهاىخود شده اند.
برخى ديگر نيز تلاش کرده اند بيشتر دور هم جنع شوند. از نظر جامعهشناسى معلوم نيست چه وضعيتى پيش خواهد آمد.
برخى ديگر نيز با دولت آمريکا براىجنگ عليه تروريسم اعلام همکارى کرده اند و به ويژه، برخى از گروه هاى شيعه، اينتروريسم را به سنّى ها و بنيادگراها نسبت مى دهند و قائل اند آنان که حاضر به سازشو مصالحه با آمريکا نيستند، همين بنيادگراهاى تروريست هستند.
مردم آمريکا نمىدانند تفاوت ميان سنّى و شيعى چيست. آنان حتى نمى دانند که سيک ها مسلمان نيستند وبه همين علت، بسيارى از آنان را به خاطر عمامه شان مورد ضرب و شتم قرار داده اند وکار به جايى رسيد که سيک ها مجبور شدند روى لباسشان علامت مخصوصى بگذارند و بگويندما مسلمان نيستيم.
حاج حسن ولجى که پس از يازده سپتامبر، در اعلاميه اى که بههمين منظور صادر کرد، تروريسم را محکوم، و در حمايت از جنگ بر ضد تروريسم، خود راهمدل و هم صداى بوش معرفى کرد و با اشاره به سخن بوش که گفته بود: ((همه مسلمانانبد نيستند))، گفت که ما هم مانند هفت مليون مسلمان ديگر، آمريکا را وطن خود مىدانيم، ما پرکارترين و مبتکرترين افراد جامعه ى مسلمان، در ميان ديگر جوامع اسلامى هستيم و بايد به مسلمانان ديگر کمک کنيم با ارزش هاى آمريکايى را درک کنند و اينتنفر نا به جاى ضد آمريکايى را کاهش دهند.
امام حسن قزوينى نيز، که امام جماعتبزرگ ترين مسجد آمريکا در ديترويت است، پس از يازدهم سپتامبر، در راديو، تلويزيون وکليساها ضمن محکوم کردن اين حادثه، زندگى مسلمانان در آمريکا را بسيار خوب توصيفکرد و گفت که مسلمانان بايد وطن جديد خود را بسيار دوست داشته باشند.
به طورکلى، اينان مى خواهند به آمريکايى ها بگويند که از مانترسيد، مانيز مردم خوبى هستيمو مانند شما کار مى کنيم، فقط به جاى کليسا به مسجد مى رويم، ما را اذيتنکنيد.
پس از يازدهم سپتامبر، مردم مسلمان، بيشتر با غير مسلمانان ارتباط پيداکردند؛ ولى نه به اين منظور که غير مسلمان را مسلمان کنند، بلکه به اين منظور که بهآنان بگويند که بياييد با مراکز اسلامى و اعتقادات ما آشنا شويد.
به اعتقاد من،هر چند براى اين گونه کارها کمى دير شده است، ولى باز هم ارزش دارد.
تقريباً همهى مساجد و مراکز اسلامى در آمريکا برنامه اى براى معرفى اعتقاداتشان به مسيحيان وپيروان ديگر مذاهب دارند.
درباره ى جمعيت مسلمانان و نيز درباره ى تعداد گروههاى مذهبى در آمريکا اختلاف نظر بسيار وجود دارد.
گروهى اعلام کرده اند کهمسلمانان در آمريکا اصلاً نمى توانند بيش از دو ميليون نفر باشند؛ در حالى که اگرشما فقط به کتاب تلفن مراجعه کنيد، اسم مسلمانان بيش از دو ميليون نفر است.
آناناين طور حساب کرده اند که اگر از مساجد و مراکز اسلامى بپرسيم چند عضو رسمى دارند و تعداد اين افراد را با هم جمع کنيم و بعد تعداد فرزندان آنان را نيز حساب کنيم، مى توانيم بگوييم که تقريباً دو ميليون نفر مسلمان وجود دارد.
اما گروه هاى ديگر،تعداد مسلمانان را در آمريکا را در حدود هشت تا ده ميليون نفر تخمين زده اند.
البته در اين زمينه که از آن ميان، چند نفر شيعه هستند، هيچ آمار مشخصى دردست نيست.
دیگر مطالب وبلاگ:
موانع و مشكلات امامان در مورد وحدت اسلامی عثمانیه تصوف در افریقا ارض موعود و صهیونیزم اهل بيت چه کسانی هستند؟ عقايد دينى اصلى یهود متون مقدس آیین هندو A Brief Biography of DalaiLama آمار پیروان ادیان مختلف جریانهای جدید وهابیت تحریف تورات و انجیل از دیدگاه قرآن تاریخ بنای خانه خدا، کعبه وضعیت ما روی کره زمین نوشتارهای شخصی من (سید مرتضی عادلی) احمد آباد مستوفی محبوب ترین مکان های زیارتی در دنیا فرقه مسیحی مورمونیسم رفتار پيامبر اسلام(ص) با پيروان ديگر اديان اعلاميه نود و پنج ماده اى لوتر مقايسه اى ميان انديشه هاى ماتريديه با اشاعره، معتزله و اماميه اخبار ادیان و مذاهب نماد ادیان بزرگ نمودار درصدی دایره ای جمعیت ادیان زنده در دنیا شایستگى زنان براى عهدهدار شدن قضاوت در اسلام اُشو و عرفان هاي هندوئي و نقد ادیان و مذاهب بر آن ژاپن و دین شین تویی امام صادق علیه السلام از منظر دانشوران اهل سنت آشنایی با آیین جین شکلگرفتن توحید برخی فضایل حضرت فاطمه سلام الله علیها در منابع اهل سنت (Images of religion) عکسهایی از ادیان و مذاهب مختلف آگاهیهایی درباره سیستانیهای آفتابپرست، براهمه مغ و کتاب برهیت سمهیتا Daily prayer in Catholic & church of England سيره پيامبر اعظم(ص) در گفتگو با آيت الله سيد جعفر مرتضى عاملى موحدان دروز شیعه و اهل سنت مشترکات و اختلافات وضعیت شیعیان در کنیا سير تأويل نزد اسماعيليان ابعاد عقيدتى و تاريخى ماجراى صليب در عهد جديد و قرآن راهنمای دین پژوهی در آغاز هزاره سوم رابطه ایمان و عمل در شیعه مصنف واقعی اسفار پنجگانه (تورات) طریقه صوفیه چشتیه در افغانستان كليساى كاتوليك - حال و آينده آيين بوداى نيچى رِن (NICHIREN BUDDHISM) زيارت در آيين هندو قاديانيه كتاب های مقدس قرائتى بر كتاب التوحيد اثر محمد بن عبدالوهاب عقايد دينى اصلى یهود موعود در آيين زرتشت خواجه نصيرالدين طوسى و اسماعيليان سلسله مراتب کلیسای کاتولیک رم تأثير انديشه هاى كلامى شيعه بر معتزله (1) مطالعه اديان و فلسفه آفريقايى مقايسه اى ميان انديشه هاى ماتريديه با اشاعره، معتزله و اماميه جریان های جدید وهابیت از دیدگاه دکتر عصام العماد بودا کیست؟ تولد و كودكى عيسى در دو انجيل غير رسمى تحریف تورات وانجیل از دیدگاه قرآن معرفی برخی از انجیل های غيررسمى جايگاه ولايت و عمل در نجات از نظر شيعه تصوف در آفريقا امر به معروف و نهى از منكر از نگاه اعتزال نقدهايى بر مسيحيت از علامه بلاغى تناسخ (دونادون) در دید خاندان الاهی (اهل حق) افكار نوافلاطونى و گنوسى در حديث يوگا تاریخچه واطلاعاتی پیرامون یهودیان افغانستان كتاب مقدس و پيام حضرت محمد(ص) بر اساس دفاعيه هاى مسيحى به زبان هاى عربى و سريانى در اولين قرن زمامدارى عباسيان نظام طبقات اجتماعى در آيين هندو مرجئه معرفى كتاب اسلام در كتاب مقدس همه
خداگرایی(پانته ایسم)، دئیسم(خداگرایی طبیعی)، دانشنامه دین - هاچی مان ،
جین جا، فرَوَشی، کامی دانا، ایسه ،ایزدکده بزرگ، ایناری جمعیت ادیان زنده
برچسبها: تشیع , امریکا , آمریکایی های شیعه , محمد لگنهاوزن
